أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

349

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

داده ، و هركه بعيادت بيمارى شود چنان باشد كه پيغمبرى را عيادت كرده ، و هركه از پى جنازهء فرا شود چنان باشد كه از پى جنازه شهيدى فرا شده . و هركه مؤمنى را مهمانى كند چنان باشد كه رسول خداى را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مهمانى كرده « 1 » در خبرست كه در روز اوّل اين ماه مولد إبراهيم پيغمبر بوده است و خداى درين روز وى را خليل خود خوانده است و درين روز توبهء آدم قبول كرده و درين روز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه را بعلى داد و بروايتى ديگر ششم اين ماه بود و درين روز بود كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سورهء برائت بابو بكر داد تا بر مشركان خواند بمكّه و عهد ايشان بيندازد ، بعد از آن جبرئيل عليه السّلام آمد و گفت : خداى تعالى ميگويد : لا يؤديّها عنك إلّا أنت أو رجل منك ، اين سوره را كس ادا نكند مگر تو يا مردى كه هم از تو باشد ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على عليه السّلام را بفرستاد روز سيّم وى را بروحا « 2 » دريافت و سوره از وى بستد و وى را مخيّر كرد در آمدن و بازگشتن ؛ وى بازگرديد علىّ بن أبى طالب برفت روز عرفه سوره بر ايشان خواند و عهد ايشان بينداخت ، و در اين ايّام بود كه خداى تعالى ابراهيم را ببناى خانهء كعبه فرمود و ابراهيم بنا كرد [ وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ ] و هم در اين أيّام ندا كرد و مردم را بحجّ خواند . [ وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ ] و هم در اين أيّام فرمودند وى را كه فرزند را قربان كن ، و هم در اين أيّام ندا آمد از بهر اسماعيل كه : [ وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ] ، و به اين أيّام وعدهء موسى تمام كردند [ وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ] و درين أيّام توبهء داود عليه السّلام قبول كردند بشب عرفه . [ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ ] « 3 » و بحقّ شفع و وتر ؛ [ شفع ] خلقان‌اند لقوله تعالى : [ وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً ] ، و [ وتر ] خداى است كه وى را همباز « 4 » و همتا نيست : [ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ] « 5 » .

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اينجا باضافهء : « و اين ايّامى است كه درين أيّام بسيار پيغمبران را كرامت بوده است » . ( 2 ) - در منتهى الارب گفته : « روحاء بالفتح و المدّ موضعى است ميان حرمين برسى يا چهل ميل از مدينه » . ( 3 ) - بايد دانست كه أبو الفتوح ( ره ) در اينجا بيانات بسيار مبسوط و مفصلّى در تفسير خود نسبت بشفع و وتر دارد هر كه ميخواهد به آن جا مراجعه كند . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « انباز » . ( 5 ) - در يك نسخه باضافهء « صفات وى است » در همين‌جا و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) اين تعبير در جاى ديگر خواهد آمد .